ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 19 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

رفتن به دلوار 93.1.12

1393/1/27 19:57
نویسنده : مامی فریبا
161 بازدید
اشتراک گذاری

شلام شلام بازم سال نو مبارک ناناژم عقشمقلبماچامروز تصمیم گرفتیم بریم دلوار چون هرسال میریم البته پارسال ا.لین سال با تو بودن بود که رفتیم و انشالله 1000سال دیگه هم باهم بریم دلوار .س 4.30 ظهر بیدار شدیم و آماده شدیم بریم دلوار البته خاله هات و مامانمم باهامون اومدن و بعد نیم ساعت رسیدیم و ماشین و پارک کردیم و اول رفتیم سمت غرفه هاش من و بابا باهم و 2خاله هاتم باهم و تو و مامانن هم باهم پیش پارک موندین و ما رفتیم گشتیم و اومدیم رفتیم لب ساحل یکم رفتیم تو یآب و آب بازی کردیم و عکس انداختیم تا اینکه اونجا اسب اورئه بودن برای سوار شدن و تو تا اسبرو میدی میگفتی جی جی و بدو بدو میرفتی دنبالش و همه نگات میکردن  کلی هم توی آب خوشت میومد بری و چندبارم افتادی توی آب خلاصه کلی حال داد و تا اینکه گفتیم بریم یچیزی بخریم بخوریم که کسی جز من و بابا چیزی نخواست و دوباره هرکی 2به2 رفتتیم بگردیم که آخر ساحل دیدیم نوشته موتور 4چرخ برای سوار شدن منو بابارو بگیچشمکو بعد بدو به سمت محل سوار شدن رفتیم که سوار بشیم و یدفعه یادمون افتاد سارینایی هم هست زنگ زدیم تورم اوردن پیشمون و رفتیم سوار شدیم و تو 1دور با بابایی زدی و کیف کردی و بعدشم اومدیم توی چمنا نشستیم و یکم میوه و ساندویچ خوردیم و بعدشم اومدیم خونه در کل روز خوب و خوشی بود به سلامتی هرسال شادی و خوشی برای خودمون و همهماچماچ

 

اینم عکسای جوجه کوچمولو

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)